صفحه اصلی arrow دیدگاه arrow قانون احوال شخصيه اهل تشیع درافغانستان
spacer
  *تازه ها* هرزگی حکومت های کشورما   *تازه ها* گناه نقص مسیحیت را به گردن اسلام نیندازید   *تازه ها* چرا باید به امامان توسل بکنیم؟   *تازه ها* آیا توسل کردن جایز است؟   *تازه ها* به چه کسی باید رآی بدهیم؟   *تازه ها* آیا تعظیم جایز است؟   *تازه ها* تقلید چیست؟   *تازه ها* احکام تقلید چیست؟   *تازه ها* منع اجرای قانون احوال شيعيان در غرب   *تازه ها* نمایشگاه به حمایت از احوال شخصیه   *تازه ها* با هوچی گری حاکمیت ما را تضعیف نکنید!   *تازه ها* ازدواج موقت وعده آن   *تازه ها* حدود روابط با غیر مسلمانان   *تازه ها* بهشت و وعده حورالعین   *تازه ها* ویژگیهای رئیس جمهور   *تازه ها* حقوق فرزند بر پدر و مادر چیست؟   *تازه ها* حق مطالبه طلاق ، نفقه ، وعدم رضایت   *تازه ها* اشاعه زنا و مجازات ان   *تازه ها* شرط بیع و ثمن چیست؟   *تازه ها* مهدی اخر زمان شیعه است و یا سنی؟   *تازه ها* طبقات وارثین   *تازه ها* حقوق زن وشوهر از دیدگاه فقه   *تازه ها* فرق بین واجب و فرض در چیست؟   *تازه ها* فرار ا زخانه وعدم رضایت پدر و مادر   *تازه ها* استخراج احکام از قران
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

حاضرین در سایت

 
spacer spacer


قانون احوال شخصيه اهل تشیع درافغانستان چاپ ارسال به دوست
Article Index
قانون احوال شخصيه اهل تشیع درافغانستان
صفحه 2

قانون احوال شخصیه اهل تشیع قانون احوال شخصيه براي همه ي بشر يكسان نيست. ملتها و اديان بزرگ جهان و باورهاي محلي و منطقه اي مختلف هستند كه طبعاً احوال شخصيه را متغير مي سازد. اصرار كردن بر تطبيق احوال شخصيه غربي بر همه ي مردم روي زمين، يك نوع غلو و مبالغه ي غير مفيد است كه كه از ضعف رواني جمعي از خوديها حكايت مي كند.

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: دیدگاه

مضمون: پاسخ حضر آيت الله محسني به نقد احوال شخصيه اهل تشيع

مخاطب:تمام گروه ها

 متن مطلب

علت اينكه قانون احوال شخصيه و حمايت خانواده، و جمله اي از قوانيني كه در كشورهاي اسلامي جداگانه تدوين نشد و فقط غربي ها به تدوين آن اقدام كردند، سپس مسلمانان به تدوين جداگانه ي آن پرداختند، غفلت و ناداني و بي پروايي مسلمانان نبود، بلكه سرّ آن در فقدان شريعت ( قوانين زندگاني) در دين مسيحيت بود، كه غربيها را وادار به تدوين آن نمود.

دين اسلام از اول داراي شريعت كامل بود كه قوانين احوال شخصيه و ساير قوانين مورد احتياج تفصيلاً و يا در ضمن كليات و عمومات نصوص شرعي اسلامي وجود داشت و توسط علماي ديني به مردم ابلاغ مي شد.

از روزيكه حكومتها در همه ي شئون ملتها قصد مداخله ي قانوني را نمودند، مناسب اين بود كه جهت تسهيل امر براي قاضيان محاكم و پليس و خارنوالي و غيره، اين قوانين جداگانه تدوين گردد تا ضمانت اجرايي رسمي پيدا نمايد، كه وزارتهاي عدليه به كمك علماي ديني به اين كار اقدام كردند. پاره اي از مسايل ديگر جديداً به علت ترقي علوم تجربي، خصوصاً علم طب و بيالوژي و فيزيولوژي پيدا شد كه احكام شرعي آنها را عمومات و مطلقات ادله ي شرعي در قرآن و سنت استنباط شد.

قانون احوال شخصيه براي همه ي بشر يكسان نيست. ملتها و اديان بزرگ جهان و باورهاي محلي و منطقه اي مختلف هستند كه طبعاً احوال شخصيه را متغير مي سازد. اصرار كردن بر تطبيق احوال شخصيه غربي بر همه ي مردم روي زمين، يك نوع غلو و مبالغه ي غير مفيد است كه كه از ضعف رواني جمعي از خوديها حكايت مي كند.

بعلاوه كه افراط كردن در حقوق يك صنف، تفريط در حقوق اصناف ديگر است كه با روح تقنين سازگار نيست. بهر حال نقاط مثبت و منفي احوال شخصيه ي مسلمانان در پناه دلايل مذهبي شان قابل بررسي است نه خارج از آن مع ذلك من حيث احترام گذاشتن به آراي مخالفين پاره اي از مواد قانون احوال شخصيه شيعه ي اماميه، با كمال اختصار به جواب آنها پرداخته و تقديم ولسي جرگه و وزارت عدليه شد.

بناي نقد و بررسي مسوده ي قانون احوال شخصيه ي شيعه بر ترجيح جانب زن بوده كه وضع موجود كشور در شرايط فعلي بهمان سو روان است، و با اين پيشداوري، بسيار بعيد بنظر مي رسد كه جوانب قانون و مواد آن بطور واقع بينانه بررسي گردد. مدتي بود كه در كشور ما، همه ي حقوق زن فراموش شده بود و مواعظ ديني در مورد آن كمتر به مردان تأثير نمي كرد و وضع تهاجم فرهنگي قضيه را بعكس مي برد و اين نظر يك عده از صاحب نظران ديني است كه اينجا نقل شد.

اينان مي گويند: ترس ما اين است كه به قوانين جامع الاطراف عادلانه دست نيابيم و در جو آشفته ي فعلي بين افراط و تفريط سرگرداني بر ما مسلط شود. علاوتاً كه افراط در مورد حقوق زنان در تقنين مغرب زمين بر اساس آمار و احصائيه هاي رسانه هاي همگاني غربي در رفع خشونت چندان مفيد ثابت نشده است.

آمار غربي نشان مي دهد كه حتي در يك كشور بزرگ غربي يك تجاوز بعنف در هر شش دقيقه در حق زنان _ با آزادي جنسي آنجا _ صورت مي گيرد. ضرب و شتم و ساير اقسام خشونت در حق زنان ادامه دارد، بگفته ي بي بي سي ، زنان چه متخلف باشند و محكوم به زندان و چه فاضله و خواهان ترقي در رتبه هاي نظامي، مبتلا به تجاوز جنسي مي شوند. به افراط كاري در امر تقنين، مشكلات اجتماعي و اخلاقي از بين نمي رود و الا غرب بايد بهشت زنان مي شد. علاوتاً كه پيشنهادهاي نويسنده ي محترم (نقد و برررسي مذكور) دو محدوديت ديگر را از اعتبار انداخته است؛

اول اينكه احوال شخصي اهل تشيع از چهار چوب فقه شيعه بيرون رفته نمي تواند و گر نه از نظر قانون اساسي قابل تصويب نيست.

دوم ماده ي سوم قانون اساسي كه بر همه ي مواد قانون اساسي، باصطلاحِ علم اصول «حاكيمت» دارد و هيچ ماده ي قانون با آن معارضه نمي تواند. چون اين ماده تنها باعتبار مواد قانوني و عدم اعتبار آن نظارت دارد.

روي اين دو محدوديت كه كسي از احكام شرعي بخاطر پيشنهادات استحساني دست برداشته نمي تواند و مخالفين محترم پاره اي از مواد احوال شخصيه، بايد متوجه اين دو محدوديت باشند. و پيشنهاد حذف مواد يا قلب كردن صد درصد آنها را بدهند. براي اينكه پيشداوري كه در اول اين نوشتار شد، به اثبات برسد اشاره ي مختصري به اعتراض نويسنده يا خود نموده اند، بنماييم.

در ماده ي 133 كه ممنوعيت خروج زن بدون اذن شوهر آمده است كه دو حالت استثناء شده كه بيرون نشدن زن بدون اذن، مستلزم عسر و حرج باشد و يا در ضمن عقد شرط شده باشد.

پيشنهاد آنان قلب اين ماده است كه چنين نوشته شود كه بيرون شدن زوجه از خانه براي .... كه منافي با انجام وظايف واجبه ي همسري و يا باعث لطمه زدن به آبروي زوج نباشد، نياز به اجازه ي زوج ندارد. تمام حقوق واجبه ي مرد بر زن، تمكين زن از شوهر و بيرون نرفتن زن از منزل بدون اذن شوهر است كه نويسنده يا نويسندگان محترم در هر دو مورد مناقشه كرده و تقريباً همه ي حقوق را براي زن داده اند و مرد را دست خالي كشيده اند، زن سالاري مطلق خنده دار است، در مورد حق دوم چنين اعتراض فرموده اند كه اين حق با حقوق و آزادي هاي مشروع زنان و تعهدات بين المللي افغانستان منافات دارد؟؟.

..... ضمن آنكه شرع مقدس اسلام شركت زنان را در كارهاي عبادي، اجتماعي و سياسي كه منافات با وظايف همسري آنها نداشته باشند منوط به اجازه ي شوهر نمي دانند(!!!)

در اسلام، بيرون رفتن زن از منزل در صورتي ممنوع است كه اين كار مانع انجام حقوق و وظايف واجبه ي زندگي زناشويي و يا باعث لطمه زدن به آبروي مرد گردد..(آخر ص14 و اول ص15) ادعاي نويسنده يا نويسندگان فوق بعيد است كه مدلل گردد و مجرد نظريات خودشان است كه هيچ واقعيت ندارد.

1- كدام حقوق و آزادي مشروع؟؟

2- اگر فرضاً اين حق مرد با تعهدات بين المللي منافات پيدا كند (كه نمي كند و بعداً مي فهميد) ماده ي سوم قانون اساسي تعهدات مذكور را بي اثر مي سازد كه وجه آن را بيان كرديم.

از اينها عجيبتر نسبت دادن جواز دلخواه او بدين اسلام است، اين نسبت مخالف واقع است و پيشداوري داخلي ها و يا تشويق خارجي ها، فتواي مشهور فقهاي شيعه مطابق ماده ي 133 احوال شخصيه ي شيعه است و احاديث بر آن دلالت دارد ولي نويسنده¬ي محترم، نظر اسلام را مخالف فقه شيعه بهمين سادگي بيان مي كند و نتيجه معكوس ماده¬ي مذكور را گرفته است!

بيرون رفتن زن بدون اذن شوهر، حتي براي نماز جماعت را نويسنده ي محترم ثابت نمي تواند، تا چه برسد به عموم ادعاي شان.

در مورد حق اول شوهر در مسوده قانون جلوگيري از خشونت عليه زنان در ماده ي دوم در ضمن بيان مصاديق خشونت در بند 3: اجبار زوجه به تماس جنسي است كه مستحق جزاي شوهر مي گردد، در غرب، زنا و نكاح مطرح نيست، تماس با اجنبي اگر رضا باشد حلال است و اگر با زوجه بي رضا باشد ممنوع است. اگر طرفداران حقوق زن اين چنين به مجرد فرهنگ غربي پيش بروند آيا اين افراط كاري آنان به نفع مسلمانان و غير مسلمانان كشور ماست يا به ضرر و زيان زنان؟

كمي بيشتر دقت بفرماييد و تقليد را بر منطق مقدم نكنيد. تره كي حتي امر داد كه دروازه هاي دكانهاي مردم رنگ سرخ شود فعلاً اين افراط از طرف ديگر بام صورت مي گيرد.

يك سوال از نويسندگان محترم؛ وقتي در احوال شخصي خوانديد كه يكي از حقوق زن بر شوهر، نفقه (غذا) و لباس و اسكان و دوا و غيره مي باشد. دل شما، بحق مردها نسوخت و اشكي بر بيچارگي آنها نريختيد كه مرد بد بخت براي چه اين همه خرج را براي زن بعهده بگيرد در حالي كه او هيچ حقي بر زن – در فرهنگ غربي – ندارد؟ شما در تمام صحبتها و تحقيقات خود نامي از حق مردها نبرده ايد و تنها از آنها حمايت كرده ايد و هر مبالغه و شعار خلاف واقع را براي زنان نثار كرده ايد. خوش بحال زنان. ولي خدا نكند همه ي اينها مجرد پيروي از غربيها باشد و ربطي به زنان مسلمان كشور نداشته باشد. سالانه ميليونها يا ميلياردها افغاني كه مردان با جان كندن و عرق ريختن شبانه روزي پيدا كرده اند، براي هيچ و پوچ به زنان تقديم كنند كه حق استمتاع را بدون رضا و اذن زن نداشته باشند؟! تا مبادا بعنوان خشونت مورد تعقيب عدلي قرار بگيرد و زن در بيرون رفتن از منزل از او اذني هم نگيرد.

توضيح يك افسانه:

جمعي از مدافعين افراطي حقوق زن – غير از نويسندگان محترم اين نقد و بررسي و مسوده جلوگيري از خشونت عليه زنان – ادعا مي كنند، ما زنان را براي كار مي فرستيم تا از نظر اقتصادي خوكفا و مستقل شوند و احتياجي در مصارف خود به شوهران خود پيدا نكنند.

ج: حد اقل در جهان سوم كه براي مردان قوي هيكل كار پيدا نمي شود، براي زنان كم سواد و بي سواد از كجا كار پيدا مي شود.

اگر چند نفر زن يا بخاطر لياقت خود و يا فشار خارجي ها در كابل صاحب كار شده اند، دليل نمي شود كه براي همه¬ي زنان ما در شهرها و قريه جات كار مناسب حال آنها پيدا شود.

از بركت حقوق عادلانه ي اسلام، در همين كشور ما سالانه مبالغ بسيار هنگفتي بعنوان حقوق واجبه- مهر، نفقه، لباسها، كرايه خانه، تداوي و ساير حاجات زنان توسط شوهرانشان براي زنان مصرف مي شود. واي اگر حقوق مساوي زن و مرد فرهنگ شود، زنان مصارف زندگاني خود را از كجا پيدا مي كنند؟ از كنيزي مردان و يا رقاصه خانه ها؟... زنان مجبور مي شوند طوق ذلت خدمت شوهران را بعنوان مزد بگير بگردن اندازند و هم شخصيت خود را بخاطر سير كردن شكم خود در پاي شوهران خود بريزند و برده شوهران باشند، زيرا دولتهاي فقير جهان سوم قدرت پرداخت مصارف زنان كشور را ندارند. ولي در فرض نفاذ فقه اسلامي زنان مي توانند مايحتاج خود را با كمال عزت توسط قاضي بزور از شوهران خود بگيرند. ببين تفاوت را از كجاست تا به كجا؟

از همين بيان مختصر خيلي از مطالب و شعارها فهميده شده و حقايق روشن مي گردد. در اخير ذكر اين نكته لازم است كه تساوي زن و مرد در قانون اساسي ما در غير موارد احكام اسلامي است و مخصص اين اطلاق ماده ي سوم قانون اساسي مي باشد.   

سن ازدواج:

لزوم تعيين آن يك نوع تفنن تبرعي در ايرادات است. حيض شدن دختر امر مخفي نيست و قابل احراز است، نفس ازدواج دختران پس از بلوغ هيچ مشكل صحي و اجتماعي و فرهنگي و تحصيلي و رواني ندارد بشرطي كه برضا و رغبت دختر باشد، نه اينكه توسط اقارب مانند حيوان مبادله شود، بلكه اين كار نوعي بيمه است براي حفظ عفت او.

مشكله ايكه در فرهنگ غربيها بيان شده دو امر ديگر است:

1-  مباشرت و تماس جنسي؛

2-  زاييدن و حامله شدن؛

بلي مشكله قابل توجه در همين دو موضوع است و آنچه كه نويسندگان يا نويسنده ي محترم در مشكلات نفس ازدواج نوشته است جاي نگراني ندارد، اين نويسندگان بحافظه¬ي خود نمي آورند كه در فرهنگ و جامعه ي غربي كه همه¬ي اقسام معاشرت دختران و پسران آزاد است از همين سن حيض يا كمي كمتر و يا كمي بالاتر دختران و پسران با هم رفت و آمد و رفاقت و دوستي مي كنند، و چون بدين و حلال و حرام آن معتقد نيستند طرفين راضي هستند. ولي شما آزادي دختران و پسران را بنوع مشروع آن از آنان سلب مي كنيد تا آنان به راههاي انحرافي كشانده شوند و لذتهاي مادون مس جنسي را از راه حرام مرتكب شوند. ازدواج مذكور را بايد بعنوان يك عامل عفت قبول كنيم. همه مي دانيم كه امروز در غرب از لحاظ بالا بردن سن ازدواج مسأله ي بكارت به يك موضوع متروك تبديل شده است و دقت در آن خنده دار شده است. ما هيچ ضرورتي نداريم كه سيستم زيانبار غرب را كه مخالف سيستم اخلاقي مبارك دين ماست به بهانه ي واهي بر مسلمانان تحميل كنيم.

مباشرت و مس جنسي:

حرف معقول بدور از شعارهاي ميان خالي و بهانه جوييهاي فرهنگ مادي غرب اين است كه در اين مورد بايد به داكتر متخصص رجوع شود ، چنانكه حكم قطعي طب اين باشد كه مجرد مس جنسي خالي از حمل و ولادت براي دختر ضرر دارد، از نظر شرعي آنرا ممنوع قرار مي دهيم و قانون هم بايد آنرا حمايت كند. و اگر با ملاحظه ي وضع بدني و سلامتي جسمي او مشكل نداشته باشد بايد آنرا مباح بدانيم و آزادي مشروع جوانان را بمجرد تقليد از غرب منع نكنيم. دختران زير سن ازدواج در غرب از مس جنسي جلوگيري نمي كنند و به اصطلاح اسلامي عمل فحشاء و زنا را انجام مي دهند و كسي هم آنان را به زندان نمي برد، يك دختر دوازده ساله چندي قبل در راديو يا تلويزيون آلمان اعلان كرد كه تا كنون، هزار مرتبه آميزش جنسي با پسران داشته است و چون امروز هزار مرتبه تكميل شد آنرا اعلام كردم. خنده آور است كه چنين آميزشهايي جايز باشد و آميزش با زوجه ممنوع باشد كه خلاف تمدن غربي است!! چه خوابهاي خوشي خارجيها براي مسلمانان ديده اند.

ولادت:

ولادت و زاييدن زنان در سنين 13 و 14 خواهي نخواهي مشكلات گوناگوني دارد، در اين مورد به داكتر متخصص مراجعه مي شود و جواز حمل و بارداري معلق بر فرض عدم ضرر مهم جسماني و نفي عسر و حرج رواني مي گردد. تمام اينها در فقه اسلامي ما 15 قرن قبل ذكر شده است.

ماده نوزدهم:

در اين ماده آمده است كه شوهر غايب كه مالي براي نفقه زن دارد و يا پدر و پدر پدر او نفقه زن را مي دهد، زن بايد صبر كند تا خبر مرگ طبيعي غايب برسد.

البته مراد از مرگ طبيعي مقابل مرگ حكمي است كه در موارد سابق، ذكر شده است و كلمه ي طبيعي مجرد قيد توضيحي است و مرگ طبيعي ممكن است يك سال بعد باشد يا چند سال بعد. تفسير معترض از عدم تأمل كافي او بوده و عبارات ماده با دقت فقهي بيان شده است. محكمه در اين صورت حق اصدار حكم طلاق را ندارد. و اين موضوع در نصوص صريحاً ذكر شده حكم قاضي كه مخالف احكام شرعي باشد از نظر دين و قانون اساسي باطل است و ازدواج زن از قبيل تزويج زن شوهر دار با مرد ديگر است كه در اسلام حرام است.   

ولادت و وصايت:

در فقه شيعه ولايت از آن پدر و پدر پدر است، مادر و برادر نقش ندارد. منتهي اگر پدر يا پدر پدر اهليت ولايت نداشته باشد و يا بُعدِ مكان مانع ولايت و سرپرستي شود، قاضي جامع الشرايط مي تواند مادر را بعنوان قيم بر اطفال نصب كند. عبارات پدر سالاري و ... عباراتي است كه در شريعت آسماني جايي ندارد. و اين ايرادات از يك نظام زن سالاري بوجود مي آيد. خداوند خالق بشر است و قانون را مطابق طبيعت انسان تشريع فرموده است.

ماده 91:

مرد مي تواند با عدالت در حقوق واجبه حداكثر با چهار زن ازدواج نمايد. بنا بر اين شرط تعدد ازدواج، عدالت مذكور است. چنانچه زوجه منكر عدالت مذكور شود طبعاً به محكمه مراجعه و شكايت خود را طرح مي كند. حقوق واجبه ي زن در اين قانون ذكر گرديده هيچ گونه كمرنگي وجود ندارد. اگر رضايت زن اول در جواز ازدواج مجدد شرط شود اين حكم شرعي در 99 مورد ساقط مي شود كه مخالف تشريع حكم است. تعداد ازدواج تا حدودي طبيعي است، يك دانشمند آمريكايي در سخنراني خود در يكي از پوهنتونهاي يكي از كشورهاي همسايه ي ما گفته بود انسان از جنس حيوان پستاندار است كه در حالات طبيعي بر چند همسر مسلطند و زنان بايد اين مشكل مردها را درك كنند. يك خانم خبرنگار آلماني كه تعدد ازدواج را در كشورهاي اسلامي ديده بود در مراجعت به آلمان از ادناير صدر اعظم آن كشور تقاضا كرده بود اين قانون به نفع زنان غرب است آنرا در آلمان هم قانوني سازيد. او نوشته بود صدها هزار (يا چند ميليون كه فعلاً تعداد دقيق در يادم نيست) دختر ترشيده كه شوهر پيدا نكرده اند در غرب وجود دارند كه با مشكلات درگيرند. (گاهي در غرب بنگاههاي شوهر پيدا كن) بوجود مي آيد.

گاهي در اثر جنگها تعداد زنها از مردان بيشتر مي شود در خيلي از موارد مردان به زنان خود از نظر جمال و يا اخلاق علاقه پيدا نمي كنند و طلاق زن بسيار به ضرر زن است و مسايل ديگر، در غرب اين مسايل مشكل به آزادي مطلق تا حدودي حل شده است كه در اسلام بعنوان فحشاء و زنا ممنوع شده است. امروز مرض ايدز 15 ميليون قرباني گرفته و بگفته ي كوفي عنان، سر منشي سازمان ملل متحد، 45 مليلون ديگر مبتلايان مرض ايدز در صف انتظار مرگ ايستاده اند و اين جنايت در طول تاريخ بشر بي سابقه است و همه مي دانيم كه يكي از عوامل مهم انتقال ايدز، زنا و همجنس گرايي است. جملات معترض بر اين ماده براي تقنين احكام، ارزش قانوني ندارد.

دلسوزان واقعي به زنان، سطح فكري زنان را بالا ببرند و اين كار وظيفه ي علماي ديني نيز است. كه زنان در موقع ازدواج، شرط حق فسخ نكاح را در فرض تجدد ازدواج شوهر مد نظر داشته باشند. چرا ما از راه مشروع مشكله را حل نكنيم كه اصول قطعي شريعت را محدود يا ناكاره سازيم.

ماده 99:

با ذكر بند دوم كه صغيره پس از بلوغ و يا زوال جنون در فرض عدم مصلحت ولي مأذون و يا وجود ولي قهري نكاح را رد نمايد هيچ معلوم نشد كه مقصود معترض چيست؟

در مورد تعارض اين ماده با ماده ي 103 از دقت نويسنده تشكر مي شود، اين تعارض احتمالاً از طرف كمپيوتر كننده بوجود آمده كه به اصلاح آن اقدام شد يعني در اين ماده مراد مجنون و مجنونه اي بود كه جنونش متصل به بلوغ بوده و در ماده ي 103 جنوني است كه پس از بلوغ براي مرد عارض مي شود و موضوع به وزارت عدليه و ولسي جرگه ابلاغ شد.

ماده 116:

اگر زن قبل از دخول، مهر خود را ببخشد و بعد، زوج قبل از دخول، او را طلاق بدهد بايد مقدار نصف مهر را به زوج بدهد.

بر اين ماده اعتراض شده كه زن مهر را به شوهر بخشيده براي چه نصف مهر را بدهد و اين كار ظلم بر زن است.

جواب: خود زن بر اين كار اقدام كرده است، ظلم مفهومي ندارد. احسان موجبات ضمان را از بين نمي برد، مسايل حقوقي نبايد با احساسات مخلوط گردد.

ماده 133:

اعتراض بر اين ماده و جواب آن در اول اين نوشتار ذكر شد.

ماده 135:

در اين ماده پيشنهاد شده كه براي اعطاي حق فسخ و يا وكالت در اطلاق براي زوجه بر اساس عقد لازم خارج عقد نكاح همانند شرط ضمن عقد نكاح، شرط مذكور پذيرفته شود. و اينكه ما چنين نكرده ايم در اثر مشكل فقهي اي بود كه تفصيل آن به طول مي انجامد و در مورد اعتياد شديد كه اعتراض گرفته شده بايد بگوييم كه در مورد آن در اين قانون صحبت شده است.

ماده 142:

در مورد عيوب موجب فسخ نكاح پيشنهادي شده كه از نظر مدارك فقهي حكم، محدوديت دارد و ما به مجرد استحسان نمي توانيم از خود حكم صادر كنيم كه فقه شيعه نيست و قانون اساسي فقط احوال شخصي فقه شيعه را برسميت شناخته است.

مرض ايدز در مرد، حق لمس جنسي او را بر زن ساقط مي كند نه اينكه موجب فسخ نكاح باشد و مرض ايدز تنها از دو سه راه قابل انتقال است نه از هر راه. اگر زن مبتلا به مرض ايدز گردد مرد حق فسخ نكاح را ندارد. فقط حق زن در لمس جنسي ساقط مي گردد. و بقيه استمتاعات در حق زوجين بحال خود باقي است و مي توانند بوسيله ي استمتاعات خود را ارضاء كنند. ولي اگر در ضمن عقد نكاح شرط شود فسخ نكاح براي صاحب شرط مانعي ندارد. نوعه طلاق قضايي در فرضي است كه براي قاضي مدرك شرعي وجود داشته باشد.

ماده156:

ايرادي كه بر اين ماده گرفته شده دو جواب دارد:

1- اينكه در ضمن عقد نكاح در مواردي كه معين مي شود توكيل در طلاق را شرط كند.

2- اينكه در ماده سابق گفتيم كه قاضي حق طلاق را بدون مدرك ظرعي ندارد.

ماده 189:

نويسنده ي محترم توضيح نداده كه زيادت يك ماه، حلّال چه مشكلاتي است.

الحاق طفل به والدين به دلايل طبي به شرطي كه مجرد قرينه و گمانه زني نباشد بلكه حكم طب قطعي باشد اشكالي ندارد و با وجود حكم قطعي امارات ظنيه شرعيه حجت نيست و اين موضوع در اين قانون آمده است:

ماده 194:

پيشنهاد نويسنده ي محترم را به اين جهت پذيرفته نمي توانيم كه دلايل حكم محدوديت دارد و چنانچه پدر برضاي خود طفل را تا هفت سال براي مادر او به شرط عقل و قدرت بر حضانت و مسلمان بودن زن بگذارد كار خوبي است قاضي مي تواند از راه نصيحت او را به تفويض حضانت براي مادر قانع سازد.

در طرح مشاور ارشد كميسيون مستقل حقوق بشر مطالب ديگري هم بود كه لزومي در ذكر آنها ديده نشد.

محمد آصف محسني – كابل

 


تعداد مشاهده :4508

نظرات (12)
1. 16-01-1388 18:فروردين
 
قانون احوال شخصی شیعی
جناب آقای محسنی در کدام آیه قران مسله بیرون نرفتن زن بدون اجازه شوهرش و اطاعت از خواسته های جنسی شوهر توسط زن ذکر شده آقایون محترم ضربه که شما به بهانه این و آن 
بدین میزنید کمتر از ضربه القاعده و طالبان نیست. واقعیت امر این است که شما بنیادگراها از نگا فکر هیچ فرق با طالبان ندارید.
IP: 62.68.73.59
مهمان
 
2. 17-01-1388 15:فروردين
 
تمکین زن
دین اسلام دین احترام متقابل است و از زنده کی زن وشوهری یک تصویر وحشتناک نباید ساخت اسلام هیج وقت مسله زور و تجاوز را اجازه نمیدهد در کدام کتاب گفته شده که وقت زن روی بعضی دلایل جسمی و یا روانی نتواند که تمکین کند بس کناهکار است ایا شما میتوانید از تمام زنان و بدبختی های انها نماینده کی کرده قانون بسازید و جی فکر میکنید که جقدر این قانون شما قابل تطبیق خواهد بود امیدوار که به جای ساختن قوانین روی گاغذ به فکر گام های عملی برای بهتر سازی زنده گی انسانی در افغانستان شوید
IP: 62.68.73.59
مهمان
 
3. 18-01-1388 16:فروردين
 
در باره قانون احوال شخ
با سلام واحترام. 
انتقادم از انجناب این است که در این مدت جامعه را از نظر روانی اماده نساختید و این قانون شوک شدیدی به جامعه وارد کرد.شما باید اول از طریق رسانه های جمعی ذهنیت جامعه را اماده میساختید. دوم اینکه مصلحت ها را نادیده گرفتید. خود خوب میدانید که دسطور تحریم شراب در زمان حضرت محمد یکدفعه انجام نشد. تدریجی انجام شد. و هم چنان مسا له حجاب و بسیاری از مسایل اسلامی.جناب محترم .باید اوضاع و زمان را در انتخاب اعلان در نظر میگرفتید. شیعه به عنوان مذهب متمدن تر با رهبری امام صادق اینگونه بهانه دست دشمن دادن بعید بود. 
حاج اقا ی بسیار محترم. حضرت محمد بخاطر مصلحت بود که صلح حدیبیه را امضا کردو از ذکر عنوان رسالت منصرف شد. ایا ایشان اشتباه کردند.  
مومن ابن الوقت است. انکه از فرصت ها درست استفاده میکند. 
جناب اقای محسنی ایا ما شیعیان اینهمه کشته دادیم که مسایل جنسی خود را قانونی بسازیم.که حتما اینچنین نبوده. 
در اخرپیشنهاد میکنم در تلویزیون ملی به مدت بیش از یک هفته وقت بگیرید و با شرکت در بحس ازاد از این قانون دفاع کرده و نقاط گنگ انرا روشن بفرمایید. 
ومنالله توفیق
IP: 62.68.73.59
مهمان
 
4. 23-01-1388 16:فروردين
 
قضاوت ناروا
با عرض سلام 
اساسآ وجیبه اصلی یک پیرو دربرابرمکتب،دین،مذهب ویا طریقتی که به آن معتقد است معرفت وشناخت لااقل درحد دفع وسواس ذهنی ازآن مکتب ، دین ، مذهب وکیش اعتقادی اش هست.به هراندازه که این شناخت برپایه دلایل وبرهان قویتری استوار باشد به همان اندازه درمعتقداتش متعهدتراست وبرعکس به هراندازه که پایه های اعتقادی سست باشد به همان اندازه نیزتعهدش سست خواهد بود .واقعات چون گاو حضرت موسی، گوساله سامری، جبل الرمات درجنگ احد، خاموش ساختن چراغ درشب عاشورا توسط امام حسین وغیره نمونه های جالبی درتاریخ توحید درتآیید این اصل است که عقاید پیروان هرکدام به نحوی دستخوش دو دلیها شده است.ودربرابرامتحان الهی ناکام مانده است.امروز هم فرقی با گذشته ندارد.درواقع سنت خداوندی ازآغاز تا حال وازحال تا ابد یکی خواهد بود وتغییرنخواهد کرد. همان خدا، همان دین، همان تکلیف، همان دشمنی ،بدخواهی،تنگ نظری وهم چشمی بادین مثل همیشه خواهد بود وهست. چگونه است که اصل اعتقادی ما دربرابر دین ما نمایانگر عنایت آن ازجانب خالق حکیم و مسلط برتمام زوایای تاریک زندگی وشخصیت ما بوده واحکام وقوانین آن احکام وقوانین خالق برمخلوق وصانع برمصنوع که بدیهی است با درنظرداشت چه مصالح ومنافعی برای مخلوق ومصنوعش درنظر گرفته میشود استوار است ولی حق شک وتردید آنهم بی هیچ مطالعه ای وتحقیقی به خود راه میدهیم؟ یابا دهل این وآن که صدای آنرا هم بی هیچ مطالعه ای وتحلیلی که برچه هدفی ومقصدی نواخته می شود به گوش خود راه میدهیم به پایکوبی می پردازیم؟اصولآ خویشتنداری وحفظ اصالت ما که لازمه شخصیت انسانی ماست چه می شود؟آیا اصرار یک جمعی یا چند کشوری برموضوضی دلیلی برحقانیت آن ویا مایه حمایت ازآن باید باشد؟خیلی ازمسائیل دینی ، فرهنگی، اجتماعی وسیاسی ازمنظرغرب وشاید کل جهان قابل رد یا قبول بوده ولی برای ملتی، دینی ، مذهبی ویا حتی شخصی مردود ویا مقبول حساب می شده است. قرار نیست جهان بشرط کتمان یا انکارمان از احکام شرعی وفقهی مان باما همکاری داشته باشد. احکام فقهی وشرعی موجود در دین ومذهب ما ریشه درتضمین سعادت فردی واجتماعی هم دردنیا وهم درآخرت برای پیروانش داشته وهرچه هست بی دلیل وحکمت نمی تواند باشد. رد کردن این احکام بدون وقوف به حکمتها وفلسفه آن نوعی بی خبری وغفلت بوده جهل مارا آشکار می سازد. باید به فلسفه حکمتهای آن توجه کنیم .مثلا درتمکین جنسی اولابرمردهم واجب است که نیازهای جنسی زن را برآورده کند.ثانیا زنها نوعا از مردان درامورجنسی مقاوم ترهستند و مردان کمترمی تواننددربرابرتمایلات جنسی مقاومت کنند.ثالثا:مردان برای برآوردن نیاز جنسی زنان نیازمند مقدماتی هستند، که زنها (به لحاظ فیزیولوژی)نیازمند آن مقدمات نیستند.اگر قراراست که مرد در یک محیط اسلامی زندگی کند ورعایت قوانین شرعی را بنماید جز همسر خود راهی برای ارضاء غرایز نخواهد داشت وزن باید بتواند پاسخگوی نیاز او باشد و اگر نه مردمنحرف شده وبه بیرون روی می آورد. وهمین طور موضوع خروج ازمنزل که درآن زن درصورت که دلیل به بیرون رفتن ازخانه نداشته باشد نمیتواند بدون اجازه خارج شود. واگردلیلی موجهی داشته باشد دلیلی ندارد که اجازه بگیرد. این بخاطراین است که دراسلام برمدیریت خانواده وکنترول آن به منظور دورنگهداشت این کانون ازکشمش ها درنظر گرفته شده است. دراسلام برخورد با زن بصورت \"وآشرو هم باالمعروف\" آمده است.یعنی معاشرت به بهترین صورت. خوب است نگاهی هم به شیوه های برخورد ورویه با زن در سایر ادیان وقوانین هم بیاندازیم والسلام
IP: 62.68.73.60
مهمان
 
5. 23-01-1388 16:فروردين
 
پیشنهاد
سلام علیکم و رحمت الله 
بدون مقدمه عرض کنم : 
این واقعا یک افتضاح است 
آخر استعمار هم اندازه ای دارد , این چه وضعی است که این همه عالم جواب یک عده مفت خور بی سر پا را داده نمیتوانند؟ 
آخر اصلااین مساله چه ربطی با نیروهای ناتو دارد ؟ چرا برای اینها نمیگویید این یک مساله شخصی است ,این یک مساله داخلی است 
شما یک گروه نظامی هستید و این مساله هیچ ربطی به شما ندارد؟ 
چرا به این که در کشورهای عربی زنان حق بسیار ی از کارها را ندارند کسی اعتراض نمیکند؟ 
اگر این مخالف حق زن است پس حتما حق زن این است که در تلوزیونها لخت و عریا ن نمایان شود؟ 
من از شما میخواهم حتی به اندازه یک قدم هم عقب نروید! 
سید مهدی حسینی از طلاب مدر سه صادقیه هرات
IP: 62.68.73.60
مهمان
 
6. 22-01-1388 11:فروردين
 
درخواست برای متن کامل
سلام 
من آدم استدلالی هستم نمیخواهم قبل از مطالعه دقیق این قانون بر علیه آن چرند و پرند بنویسم حالا چکار می شود متن کامل این قانون را در سایت تان بگذارید یا در جای دیگری که هست لینک بدهید تا بخوانیم و ببینیم چیست
IP: 78.38.240.161
مهمان
 
سعید
7. 23-01-1388 16:فروردين
 
درخواست برای متن کامل
عرض سلام خدمت تمام خوانندگان محترم ! فکر میکنم خوب است که آنچه را میخواهیم بگوییم دور از احساسات باشد و علاوتأ بر مبنای اصل خرد ورزی و بر اساس ارزش های فرهنگی اجتماعی خود سخن برانیم . نخست از همه انتقاد من از آنعده دوستانیکه بدون مطالعه اصول اسلامی و باور های مردم این سرزمین هر آنچه میخواهند بگویند با تقلید از نهادهای نفاق افگن حرف میزنند . خواهش من این است " هر کس که میخواهد در مورد بنیاد گراها چیزی بگویند تنها نظر خود شان را مطرح کنند و هیچگاهی سعی نکنند که به نمایندگی مردم حرف بزنند " من خودم دقیقا ترجیح نمی دهم شیعه هستم یا سنی اما به صراحت میتوانم بگویم که مسلمان هستم پس تا آخرین قطره ای خون از قانون احوال شخصیه و امثال آن که به عنوان یک نیرو در برابر اسلام ستیزی عمل کند اعم از شیعه و سنی ایستاد هستم البته باید متذکر شد که این نوشته ها ناشی از احساسات نیست بلکه در باور هایم و شناخت که از این جامعه دارم ریشه دارد. بنا بر این باید خاطر نشان ساخت که همین گونه من به قانون احوال شخصیه پا بند هستم کسانی دیگر هست که پابند باشند زیرا من استثنا نیستم . خواهش من از انعده کسانی که به عنوان ابزار مورد استعمال قرار گرفته این است که متوجه باشند و به خود شناسی بپردازند خوب است که به افغان بودن خود فکر کنند تا به غرب گرایی. بخاطر که اون دوستان خود شان هم میدانند که بجرم نو گرهای بی تجربه ، دموکرات های بی غیرت و مسیحی بودن از منطقه ای شان طرد شده بنا سعی نکنند که موقعیت شان را در کابل هم به مخاطره بیندازند این یک واقعیت است وقتی مردم به تنگ آمد بجنگ می ایند . باز هم میخواهم تا کید کنم که حد تان را بشناسید هر کدام تان سه سال در فاکولته حقوق ناکام می مانید بعد میایید از ماده قانون حرف میزنید. خیلی جالب است تابکی از خود بیگانگی اخر چرا در مورد ساختار ، ارزشها ، اعتقادات مردم، فرهنگ ، اقتصاد و....... این سرزمین فکر نمی کنید دوستان گل برای این سرزمین هنوز دور است که حقوق بشر و امثال انرا سر مشق قرار دهند مردم مسلمانند چیزهای را که مردم دوست دارند همانا اصول دینی شان هستش پس بیهوده خود تان را ازار ندهید.
IP: 62.68.73.60
مهمان
 
روح الله
8. 24-01-1388 14:فروردين
 
درخواست برای متن کامل
با سلام مجدد خدمت شما وهمه ملاقات کنندگان این صفحه. 
از مصاحبه که با رسانه ها داشتید تشکرو میخواهم عرض کنم که در زمان حال که بیشتر از خانم ها خود سرپرست خانواده خویش هستند ایا باز هم این قانون برایشان جامع خواهد بود. من فکر میکنم در شرایط که ما قرار داریم باید تفسیری جدیدی و برداشت نوی از متون اسلامی داشت. نمیشود جامعه را به هزارها سال گذشته برد. مساله اجتهاد هم به همن دلیل است. امروز در همین کشور که ما زندگی میکنیم حتی اگر خود حاج اقا تشریف داشته باشند از دوماه دیگر هیچ نمازشان به وقت نخواهد بود. و در ماه رمضان هیچ کسی توان روزه گرفتن نخواهد داشت. اگر ایه قران را همانگونه که هست و بدون اجتهاد بکار بگریم. 
چون میدانیم که در ایات قرانکریم معیار روشنای وتاریکی است.ودر اینجا شما اصلا تاریکی ندارید. درچنین وضع چی باید کرد. 
ویا ما که شیعه هستیم هم این جا وهم انجا باید هر روز به محاکم باشیم دیگر کاروزندگی نداریم. خواهشمندم وظیفه اجتهاد خود را با شهامت و نو اوری در این مقطع به انجام برسانید نه اینکه هر انچه را دیگران در صدها سال قبل از کنج حجره ها فتوا داده اند شما هم تکرار کنید اینکه نشد اجتهاد. اجتهاد یعنی زحمت کشیدن برای پیدا کردن راه حل مشکلات دینی مردم در زمان حال. نه اینکه انسان های که فعلا زندگی مکنند را به به روش هزاران سال قبل دستور زندگی داد. 
موفق باشید
IP: 62.68.73.60
مهمان
 
9. 25-01-1388 07:فروردين
 
درخواست برای متن کامل
به عنوان فردی از اهل سنت باید بگویم که اینهمه غوغا بر سر این مسله و کوزه و کاسه را شکستن بر سر اهل تشیع راه به جایی نمی برد. اگر کسی استدلال میکند که بعضی (تاکید می کنم: بعضی) از آیات قران با زندگی ما در قرن 21 مطابقت ندارد، خوب این یک بحثی است. ولی انصاف این نیست که اینرا حربه بسازیم برای کوبیدن یک مذهب. حق مرد برای ازدواج با حداکثر چهار زن از آن حرفهایی است که فراتر از حوضه، آقای محسنی و حوضه های قم و مدرسه های وهابی، توهین به زن است.
IP: 65.78.175.167
مهمان
 
عمر عثمانی
10. 26-01-1388 17:فروردين
 
نظر در مورد قانون شخصی
بنده با اظهار سپاس از تلاش ها و ارشادات حضرت آیت الله محسنی وهمکاران شان که در راه ترویج دین و رهنمائی ملت تلاش مینمایند. قانون درزندگی بشریت ضروری است. قانون شخصیه اهل تشیع ضامن استحکام کانون خانواده ها، سعادت و آبرومندی انسان ها است. دین با تغیر سیستم دولت ها یا ورود فرهنگ غیر کهنه نمیشود. بهترین قانون قانون قرآنی و اسلامی است نه قوانین غربی. بد بختی در جوامع غربی و غیر اسلامی بسیار زیاداست. ما که به اسلام باورداریم به علماوقوانین اسلامی احترام و عقیده کامل داریم. و از ازشخصیت والا و متقی دوران آیت الله محسنی و قانون شخصیه حمایت میکنیم. زنده باد مومنین متین ومتمدن.
IP: 210.89.81.202
مهمان
 
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it


تاریخ بروز رسانی ( 23 فروردين 1388 ساعت 16:58 )
 
spacer

spacer